|2|
سرمقاله

سال امام آرزوهاي امام

آرزوهاي هر كس با سرشت, روح و تربيت و محيط, فرهنگ و شيوه تفكر و مكتب او
پيوند دارد.

آرزو, از اين سرچشمه ها بر مي خيزد و از اين رو است كه مي تواند نشان ِ
شخصيت آدمي باشد, پرده از اسرار نهفته و زواياي ِپنهان روح بردارد, انديشه ها و
تخيلات را به نمايش گذارد و اهداف و آرمان ها را آشكار سازد.

آرزو يعني خرسند نشدن به "وضع موجود" و خواستن "وضع مطلوب" . آن كه
آرزويي ندارد, يعني به آن چه در پيرامونش مي گذرد(بسامان و نابسامان), خرسند
است و هرگز نمي خواهد آن چه نابسامان است, بسامان شود و آن چه بسامان است,
بسامان تر گردد. از اين رو آن كه آرزومند است, آرمان گرا و كمالْ خواه است و هرچه
آرزوهايش "فراخودي" باشد و گستره بيشتري داشته باشد, بيشتر از خود رسته است.
كسي كه آرزوهايش تنها براي بهبود "تدبير منزل" خويش است, خويش ِهم نوعان
خويش نيست; امّا آن كه آرزوهايش براي اصلاح "سياست مدن" و همه انسان هاست,
خويش همه انسان هاست. پس چنين مي نمايد كه معيار سنجش هركس آرزوهاي
اوست: هرچه آرزوهاي انسان, بزرگ و فراگير و متعالي باشد, حكايت از بزرگي و
علوّ روح است.


|3|

باري, انسان هاي بزرگ و مصلحاني كه در پي ِبالندگيِ جامعه انساني بوده اند و
تعالي و بلندي مرتبت آدميان را مي جُستند, هرگاه دنيا را براي تحقق اهداف خويش
كوچك مي ديدند و يا موانع بي شمار در مسيرشان بود, با بيان آرزوها و
اميدواري هايشان, آرمان هاي والاي خويش را ماندگار مي ساختند.

افلاطون "مدينه فاضله" را نگاشت, تامس مور, فيلسوف انگليسي "آرمان شهر"
(يوتو پيا) را و حكيم مسلمانِ ايراني, شهاب الدين سهروردي "ناكجا آباد" را, و
بدين سان, هر يك به بيان آرمان ها و آرزوهاي بلند خود همت ورزيدند.

در فرهنگ ديني, دعا آموزش دهنده عالي ترين آرزوها است. توسعه و تعميق
آرزوها يكي از اهداف بلند اسلام به ويژه مكتب تشيع مي باشد. به همگان آموخته اند كه
آرزوهايي اين چنين داشته باشيد: اصلاح همه مفاسد مسلمانان:

و يا پيشوايي پرهيزگاران:

و يا تحقق ِدولت كريمه و شركت داشتن در آن:

و نمونه هاي بسيار ديگر.

امام خميني(ره) مرد برتر قرن حاضر, عصاره تكاپوي اصلاح گري هاي عالمان


|4|
شيعي, از يك سو در سلسله مصلحان و حكيمان تاريخ قرار دارد و از دگر سو پرورش
يافته مكتب غني اسلام و ادعيه و آرزوهاي صحيفه سجاديه است. او كه نزديك به يك
قرن براي رهايي انسان از جهل و جور و جوع قيام كرد, اميدها و آرزوهاي بلندي
داشت; اميدهايي انساني, براي نجات انسان از ستم, آرزوي آزادي انسان از قيد
و بندهاي اجتماعي و خرافات فرهنگي, آرزوي همبستگي ملت ها, آرزوي تبديل
شدن مسلسل ها به قلم, آرزوي برپايي ِجشن بزرگ ِمرگِ استعمار و آرزوي تحقق
حاكميت اللّه و….

در يك نگاه مي توان آرزوهاي امام را به دو برهه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي,
يعني دوران قيام و مبارزه, و دوران تحقق حكومت اسلامي تقسيم نمود.

آرزوهاي اين مرد بزرگ در دوره نخست, براندازي بساط ستمگري و شور و
هيجان مبارزه و خشم است و به حق, استاد محمد رضا حكيمي آرزوهاي اين دوران را
زيبا ترسيم كرده است:

و آرزوهاي ِدوره دوم تحقق قسط و عدالت, حاكميت ارزش هاي انساني ـ الهي و
همزيستي انسان هاي خدا باور به دور از نيرنگ و نفاق در كنار يكديگر است.

اينك مروري بر پاره اي از اميدها و آرزوهاي اين روح بزرگ مي افكنيم تا محققان
و فرهيختگان, آرمان شهر وي را از درون آن بيرون كشند:



|5|

"رجا, واثق داريم كه با فضل الهي و به همّت مبارزين آگاه, بساط ننگين

فساد و ظلم شاهنشاهي به زودي از سرزمين ما برچيده شود و جاي خود

را به حكومت عدل و رحمت اسلامي دهد." [4]

"اين نهضت, اميدوارم كه براي همه مذاهب و اقليت هاي مذهبي كه در

ايران زندگي مي كنند براي همه خيرآور باشد." [5]

"من اميدوارم كه حكومت عدل اسلامي براي آن ها[اقليت هاي ديني]

بسيار خوب باشد و آن ها در پناه اسلام با زندگي مرفه و آزادانه و به طور

صحيح اين جا زندگي كنند." [6]

"من اميد پيروزي دارم و به شما وعده مي دهم." [7]

"ما اميد واريم بدون جنگ مسلحانه به پيروزي برسيم و شاه كنار برود." [8]

"من اميدوارم كه حكومت اسلامي در ايران تشكيل بشود و مزايايي كه در

حكومت اسلامي هست, بر بشر روشن گردد تا بشريت بفهمد كه اولاً

اسلام چگونه است, و روابط بين حكومت ها و ملت ها چه روابطي است

و طرز اجراي عدالت به چه صورت است و شخص اول مملكت در

زندگي با رعيت هيچ فرقي ندارند." [9]

"اميد است با دست تواناي شما پرچم پرافتخار حكومت اسلامي در

تمامي اقطار به اهتزاز درآيد, اين است مسئلت من از خداوند تعالي." [10]


|6|


|7|


|8|

پي نوشت ها:
[1] . فرياد روزها, ص16.
[2] . صحيفه نور, ج12, ص24. [3] . نهادهاي انقلابي, ص143. [4] . صحيفه نور, ج24, ص245. [5] . همان, ج5, ص116. [6] . همان. [7] . همان, ج12, ص25. [8] . همان, ج23, ص87. [9] . همان, ص84. [10] . همان, ص227. [11] . همان, ج5, ص62. [12] . همان, ص178. [13] . همان, ج17, ص37. [14] . همان, ص49. [15] . همان, ج17, ص86. [16] . همان, ص102. [17] . همان, ص182. [18] . همان, ص186. [19] . همان, ج13, ص228. [20] . همان, ج4, ص379. [21] . همان, ج5, ص186.

امام خمينى(ره) و مستضعفان فهرست