مي دانند كه طبقات محروم و مستضعف بزرگ ترين نقش را در سرنگوني رژيم شاهنشاهي و خنثي ساختن توطئه هاي دشمنان داخلي و خارجي و تثبيت نظام اسلامي داشته اند. در اين دوران بسيار حساس و سرنوشت ساز, كارگران, پيشه وران, كشاورزان, دانشجويان, دانش آموزان و طلاب ِجواني كه غالباً از فرزندان همين طبقات بودند, در صحنه هاي مهم مبارزات حضور فعال داشتند. اكثر قريب به اتفاق زندانيان, شكنجه شدگان, تبعيديان, شهدا و جانبازان از همين اقشار زحمت كش و محروم بودند; به طوري كه مي توان گفت: پيروزي انقلاب اسلامي ايران مرهون ايثار و فداكاري و جهاد طبقات محروم و شريف است, چنان كه امام خميني(قده) بارها بدين مطلب اشاره نمودند. از باب نمونه: "فقرا و متدينين بي بضاعت, گردانندگان و برپا دارندگان انقلاب
هستند."> [9]
"با پشتيباني مردم مخصوصاً طبقات محروم بود كه پيروزي حاصل شد و دست ستم شاهي
از كشور و ذخاير آن كوتاه گرديد." [10]
"مستمندان و فقرا و دور افتاده ها در صف مقدم جامعه هستند, همين ها و همين زاغه
نشينان و همين حاشيه نشينان و همين محرومان بودند كه اين انقلاب را به ثمر
رساندند… همين ها هستند كه الآن در جبهه ها مشغول به فداركاري هستند.">
[11]
بنابراين, انقلاب ايران را مي توان يكي
از مصاديق بزرگ نهضت هاي مستضعفان به شمار آورد و صاحبان اصلي انقلاب نيز همان ها هستند. ولي اين انقلاب با ديگر انقلاب هايي كه به وسيله طبقات محروم و مستضعف به وقوع پيوسته يك تفاوت مهم دارد: آن انقلاب ها غالباً ماهيت اقتصادي و ضد تبعيضاتي داشته و با تبليغات در اين محورها مردم به صحنه هاي مبارزه و پيكار كشيده مي شدند. برخلاف انقلاب ايران كه ماهيت اسلامي داشت. امام خميني به عنوان وجوب دفاع از اسلام و ارزش هاي ديني و مبارزه بر ضد ترويج مفاسد اخلاقي و امور ضد ديني مردم را بسيج مي كرد و به صحنه هاي مبارزه مي كشيد, از اين رو ايثار و فداكاري مردم به قصد قربت و جلب رضاي خدا و عمل به تكاليف شرعي انجام مي گرفت. پايداري و مقاومت, ايثار و فداكاري تا مرز شهادت نيز از |
"به عهده علماي اسلام و محققين و كارشناسان اسلامي است كه براي جايگزين
كردن سيستم ناصحيح اقتصاد حاكم بر جهان اسلام طرح ها و برنامه هاي سازنده و دربرگيرنده منافع محرومين و پابرهنه ها را ارائه دهند و جهان مستضعفين و مسلمين را از تنگنا و فقر معيشت به درآورند. البته پياده كردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصاً برنامه هاي اقتصادي آن و مقابله با اقتصاد بيمارسرمايه داري غرب واشتراكي شرق بدون حاكميت همه جانبه اسلام ميسرنيست وريشه كن شدن آثارسوء ومخرب آن,چه بسا بعدازاستقرارنظام عدل وحكومت اسلامي هم چون جمهوري اسلامي ايران نيازمند به زمان باشد.ولي ارائه طرح ها واصولاً تبيين جهت گيري اقتصاد اسلام درراستاي حفظ منافع محرومين و گسترش مشاركت عمومي آنان ومبارزه اسلام با زراندوزان بزرگترين هديه وبشارت آزادي انسان از اسارت فقروتهيدستي به شمارمي رود. [18] "مجموعه قواعد اسلامي در مسائل اقتصادي هنگامي كه در كل پيكره اسلام به صورت يك مكتب منسجم ملاحظه شود و همه جانبه پياده شود بهترين شكل ممكن خواهد بود. هم مشكل فقر را از ميان مي برد و هم از فاسد شدن يك عده به وسيله تصاحب ثروت جلوگيري مي كند و در نتيجه كل جامعه را از فساد حفظ مي كند."> [19] "در اين فرصت به همه مسئولان كشورمان تذكر مي دهم كه در تقدم ملاك ها هيچ ارزش و ملاكي مهم تر از تقوا و جهاد در راه خدا نيست, و همين تقدم ارزشي و الهي بايد معيار انتخاب و امتياز دادن به افراد و استفاده از امكانات و تصدي مسئوليت ها و اداره كشور و بالاخره جايگزين همه سنت ها و امتيازات غلط مادي بشود. چه در زمان جنگ و چه در حال صلح, چه امروز و چه فردا, كه خدا اين امتياز را به آنان عنايت فرموده است. و صرف اين امتياز لفظي و عرفي كفايت نمي كند كه بايد هم در متن قوانين و مقررات و هم در متن عمل و عقيده و روش و منش جامعه پياده شود. و مصلحت زجر كشيده ها و جبهه رفته ها و شهيد و اسير و |