بُعد ايجابي است; بدين معنا كه در كنار نفي سلطنت بديل و جايگزيني معرفي نشده و تنها بر لزوم استقرار حكومت اسلامي كه در واقع محتواي حكومت است تأكيد گرديده است. حال جاي طرح اين پرسش است كه اگر شكل حكومت چندان سزاوار اهتمام نيست و در تأمين دموكراسي بي نقش است. [16] چرا شيوه سلطنتي چنين سهمگينانه و توفنده مورد نفي و انكار قرار مي گيرد; از طرفي مغاير با شرع و عقل قلمداد مي شود و از طرف ديگر سخنراني هاي بسياري در سال 1375 صرف ارائه تحليل هاي انتقادي از سيستم مزبور مي گردد [17] و حتي نفي آن در شمار اهداف سه گانه جنبش قرار مي گيرد. [18] آيا اين همه اهتمام براي نفي يكي از اشكال حكومتي نمي تواند مؤيّد نظري باشد كه شكل ها را مبتني بر يك سلسله اصول و برخوردار از نقش و كاركرد بالا در تحقق غايات حكومت مي داند!? پاسخ تحليلي از عهده اين نوشتار بيرون است, ليكن براي ايجاد سازگاري ميان ناچيز خواندن شكل از يك سو و اهتمام فزاينده به نفي رژيم سلطنتي از سوي ديگر مي توان گفت, اسلام كه محتوي حكومت مورد نظر ايشان است گرچه انعطاف پذير بوده و قابل عرضه در قالب هاي مختلف است, اما با هر شكلي سازگار نيست. در واقع اسلام نسبت به شكل, لابشرط نبوده, بلكه بعضي از اشكال را جذب و برخي ديگر را دفع مي نمايد. 3ـ1ـ2ـ اعلام جمهوري: پس از فترتي طولاني كه از شكل ايجابي حكومت اسلامي در مواضع حضرت امام اثري نبود, در پاريس معظم له قالب (جمهوري) را بر ديگر اشكال حكومتي ِرايج ترجيح دادند. "شكل حقوقي رژيم مهم نيست… پس مي توان يك جمهوري اسلامي در نظر
البته جمهوري مطلوب امام تماماً همانند
جمهوري هاي رايج نيست و مقومات و گرفت."> [19] عناصر ويژه خود را دارد. [20] نتيجه آن كه همان گونه كه گفتيم بر اساس رهيافت حضرت امام به شكل حكومت, شكل آن متغيّر و تابع عوامل چندي از جمله تجربه و تكامل انديشه سياسي بشر دارد. |
شناخته نشده) (كشف اسرار, ص981). [8] . صحيفه نور, ج1, ص12. [9] . همان, ص02. [10] . كشف اسرار, ص781. [11] . اين كه مي گويند حكومت بايد به دست فقيه باشد نه آن است كه فقيه بايد شاه و وزير و سرلشكر و سپاهي و سپور باشد بلكه فقيه بايد نظارت در قوه تقنينه و در قوه مجريه مملكت اسلامي داشته باشد. (كشف اسرار, ص232). [12] . كشف اسرار, ص581ـ681. [13] . امام خميني, ولايت فقيه (مؤسسه تنظيم و نشر آثار, 7731) ص7. [14] . صحيفه نور, ج3, ص941. [15] . همان, ج3, ص831ـ 931. [16] . همان, ج4, ص921. [17] . نك: همان, ج3, ص831ـ141 و 941 و 151. [18] . در سال 75 نفي سلطنت پهلوي, نفي رژيم سلطنتي و استقرار حكومت اسلامي به عنوان اهداف اصلي نهضت معرفي و مخالفت با هر يك خروج از صف ملّت قلمداد مي گردد. (صحيفه نور, ج3, ص61). |
عظام رسيده است. (كوثر, ج1, ص94). [42] . صحيفه نور, ج1, ص92ـ23 و نيز رك: همان, ص35 . [43] . كاظم قاضي زاده, انديشه هاي فقهي ـ سياسي امام خميني (تهران, مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري, 7731) ص286. [44] . صحيفه نور, ج1, ص72. [45] . همان, ص91. [46] . همان, ج4, ص43. [47] . همان, ج2, ص952. [48] . همان, ج1, ص91. [49] . همان, ج11, ص51. [50] . همان, ص96. [51] . همان, ص231. [52] . همان, ص26. [53] . همان, ص551. [54] . همان, ص112ـ312. [55] . همان, ص96. [56] . همان, ج1, ص71. [57] . علي دواني, نهضت روحانيون, ج7, ص561 به نقل از كوثر, ج1, ص073. [58] . اسناد لانه جاسوسي; احزاب سياسي در ايران, ج2, ص302, به نقل از كوثر, ج1, ص804ـ 904. |