امام خميني(ره) و مبحث آزادي
احمد واعظي
| |
محض, ترويج خودبسندگي عقل و دانش بشري و استغناي از وحي, پي ريزي دولت مدرن, رواج دموكراسي و حكومت مبتني بر مشاركت مردمي, طرح مسئله آزادي در ابعاد مختلف سياسي, فرهنگي و اقتصادي از اهم اين ويژگي هاي نوظهور تمدن معاصر است. از نگاه ديني و با توجه به آموزه هاي اسلامي, ره آوردهاي تمدن غربي براي انسان معاصر در مواضع متعددي غير قابل قبول و نقد پذير است, بررسي ابعاد اين چالش و تحليل تفصيلي آن مواضع خود محور بحث جالب و تأمل برانگيز ديگري است كه نگارنده در مقام آن نيست. در | |
اين نوشتار سعي بر آن است كه به طور اجمالي و محدود برخي جوانب تفسير مدنيت معاصر از آزادي را مورد ارزيابي قرار دهيم و در باب نسبت آن با آموزه هاي ديني به داوري برخيزيم و در جهت تأمين اين غرض به بيان و بنان اسلام شناس فرهيخته و مجاهدي كه عرفان و برهان و قرآن و فقاهت و سياست را به هم درآميخت توجه خاص خواهيم داشت; امام بزرگواري كه در عين پاي بندي حيرت برانگيز به اصول و مباني و ارزش هاي اسلامي در ميدان عمل و نظر, دركي واقع بينانه و منصفانه از شرايط جهاني و واقعيت هاي مدنيت معاصر داشت و اگر در مواضعي به طرد و نقد برخي وجوه آن مي پرداخت نه از سر تعصب بلكه از سر دورانديشي و روشن بيني بود. [1] جايگاه امام راحل به عنوان رهبر يك انقلاب و بنيان گذار يك حكومت نوپا اقتضا مي كرد كه با وجوهي از تمدن معاصر درگيري فكري و چالش بيش تري داشته باشند. جمهوريت, دموكراسي و آزادي از مقولاتي بودند كه ايشان به عنوان |
رهبر انقلابي و مؤسس يك نظام بايستي
مواضعي روشن در مورد آن ها اتخاذ كنند و تاريخ انقلاب نشان داد كه تلفيق اسلاميت با جمهوريت و پر رنگ شدن نقش مردم و مشاركت آنان در حاكميت به مدد تصوير روشني است كه ايشان از حكومت ديني ِمتناسب با شرايط نوين فرهنگي, سياسي, اجتماعي بشر معاصر داشتند. نسبت ميان دين و آزادي نيز از مسائل مورد توجه جدّي حضرت ايشان بود و بارها در اين مورد اظهار نظر نمودند. پيش از پرداختن به بحثي تفصيلي تر در اين زمينه لازم است كه ابعاد و جوانب بحث هاي مختلفي كه در باب آزادي امكان طرح دارد را مورد اشاره قرار دهيم تا روشن شود كه بحث اين مقال در كدام محور از مباحث آزادي جريان دارد. تفسير نوين از آزادي به ويژه در سنت تفكر ليبرالي بحث ها و نزاع هاي فراواني را درافكنده است مجموعه مباحث قابل طرح |
پي نوشت ها: چنين اظهار نظر مي كنند: "در اسلام تمام آثار تجدد و تمدن مجاز است مگر آن هايي كه فساد اخلاق بياورند." (صحيفه نور, ج4, ص85) "همه مظاهر تمدن را انبيا قبول دارند لكن مهار شده, نه مطلق و رها." (همان, ج8, ص63) [2] . "دولت اسلامي قهقراگرا نيست و با همه مظاهر تمدن موافق است مگر آنچه كه به آسايش ملت لطمه وارد آورده و با عفت عمومي ملت منافات داشته باشد." (همان, ج4, ص192) [3] . "بايد همه بدانيم كه آزادي به شكل غربي آن كه موجب تباهي جوانان و دختران و پسران مي شود از نظر اسلام و عقل محكوم است." (همان, ج21, ص195) "ما آزادي در پناه اسلام مي خواهيم, استقلال در پناه اسلام مي خواهيم, اساس مطلب اسلام است." (همان, ج6, ص259) | ترجمه احمد تدين, ص34. .
[6] Modern political Idiologies, Andrew
.
vincent, p 37.
[7] Ibid, p40.
.
.
[9] Modern political thought, Raymond
[10] . آيزايا
برلين, چهار مقاله درباره آزادي, plant, p249. محمد علي موحد (تهران, انتشارات خوارزمي) ص251. [11] . صحيفه نور, ج8, ص123. [12] . همان, ج21, ص195. وصيت نامه سياسي الهي حضرت امام(ره) [13] . همان, ج7 ص19ـ 18. [14] . همان, ص202. [15] . همان, ج6, ص259. [16] . اعراف (7), آيه157. [17] . تحف العقول, ص99. [18] . غرر الحكم, 8816. [19] . همان, 8529. |