|185|

اجازات حسبيه امام(ره)

ابوالفضل حافظيان

مقدمه

1ـ اجازه روايت حديث

2ـ اجازه اجتهاد

3ـ اجازه تصدي امور حسبيه



مقدمه

اجازه به معناي اذن و رخصت و روا دانستن است. اجازه از ديرباز در بين علما و
دانشمندان علوم مختلف مرسوم بوده و اساتيد فن به منظور بزرگداشت از مقام علمي
شاگردانشان و به نشانه كفايت ها و شايستگي هايي كه در آنان وجود داشته براي شان اجازه
صادر مي نمودند. در حوزه هاي مختلف علوم اسلامي هم چون تفسير, حديث, فقه,
طب, ادبيات و عرفان تبادل اجازه بين اساتيد و شاگردان مرسوم بوده است; مثلاً اطبا براي
شاگردان خود اجازه طبابت مي نگاشتند, قاريان برجسته قرآن براي تلامذه خود اجازه
قرائت قرآن مي نوشتند و صوفيان و درويشان اجازه خرقه از مشايخ خويش دريافت
مي داشتند و محدثين اجازه روايت حديث و يا روايت كتاب هاي حديثي را به
حديث پژوهان اعطا نموده و فقها اجازه اجتهاد و يا تصدي امور حسبيه را براي لايقان اين
مناصب انشا مي كردند.

اجازات هم چون اسناد و مدارك علمي و فرهنگي ارزشمند در اختيار افراد لايق و
شايسته قرار مي گرفته و آثار و فوايد بسياري نيز بر آن ها مترتب بوده و هست. از جمله
موجب اعتماد و اطمينان به گفته ها و نوشته هاي شخص مجاز مي شود و مشتمل بر اظهار
نظرهاي مشايخ نسبت به شاگردان و اساتيد خود مي باشد.


|186|

در اين جا نگاه كوتاهي به اجازات مرسوم در حوزه هاي علميه شيعي مي افكنيم و
سپس از باب نمونه چند اجازه مختصر از اجازات حضرت امام خميني(ره) در امور حسبيه
را مي آوريم.


1ـ اجازه روايت حديث

علماي حديث, اجازه را يكي از مهم ترين طرق تحمل حديث دانسته اند و به عنوان پشتوانه
صحّت و درستي نقل احاديث, به اخذ و مبادله آن همّت گماشته اند. بدين صورت كه
اساتيد علم حديث به طور كتبي يا شفاهي اذن روايت احاديث از خود را به شاگردان شان
اعطا مي نمودند و معمولاً در اين اجازات نام اساتيد و مشايخ و تأليفات خود را مي آوردند.

از فوايد مهم اجازه روايت, اتصال سند اخبار به ائمه معصومين(ع) است و معمولاً
اساتيد در اجازه روايي, سلسله سند را به يكي از مشايخ بزرگ هم چون ملا محمد تقي
مجلسي, شهيد اول, علامه حلي و يا شيخ طوسي رسانده و بر او توقف مي كنند, چون
طرق مشايخ بزرگ معلوم است.

امام راحل اجازات روايي متعدّدي داشته و در ابتداي كتاب شريف "اربعين حديث"
چهارطريق روايت خود تا شيخ انصاري را آورده است و تأكيد نموده كه طرق ديگري نيز در
روايت احاديث دارد كه به شيخ انصاري منتهي نمي شود.

از بيانات امام در ابتداي اربعين استفاده مي شود كه ايشان اجازات روايي از شيخ محمد رضا
اصفهاني ( م 1362 ق), حاج شيخ عباس قمي (م 1359 ق), سيدمحسن امين عاملي (م 1371 ق)
و سيدابوالقاسم دهكردي اصفهاني (م 1353 ق) دريافت كرده است, چنان كه مي فرمايد:
"اخبرني اجازة, مكاتبة و مشافهة عدّة من المشايخ العظام والثقات الكرام
منهم الشيخ العلاّمة المتكلّم الفقيه الاصولي الاديب المتبحّر الشيخ محمدرضا
آل العلاّمة الوفي الشيخ محمدتقي الاصفهاني…
والشيخ العالم الجليل المتعبّد الثقة الثَبْت الحاج شيخ عباس القمي كلاهما عن


|187|
المولي العالم… ميرزا حسين النوري عن العلامة الشيخ مرتضي الانصاري.
ومنهم السيد السند الفقيه المتكلّم الثقة العين الثَبْت العلاّمة السيد محسن
الامين العاملي عن الفقيه العلام, صاحب المصنفات العديدة السيد محمد بن
هاشم الموسوي الرضوي الهندي عن العلاّمة الانصاري.
ومنهم السيد العالم الثقة الثبت السيدابوالقاسم الدهكردي الاصفهاني عن
السيد السند الامجد ميرزا محمدهاشم الاصفهاني عن العلاّمة الانصاري."

امام راحل پس از بيان طريق هاي مختلف خود به شخ انصاري, آن گاه طريق شيخ
انصاري را تا امام صادق(ع) در كتاب شريف اربعين نقل مي نمايد.

راقم سطور درباره اين كه آيا اجازات روايي كتبي مشايخ امام به ايشان باقي مانده يا
خير, اطلاعي به دست نياورد, لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك امرا. و نيز اجازه روايت صادره
از امام براي شاگردانشان به دست نيآمد.


2ـ اجازه اجتهاد

تصديق و تأييد كسي است كه قدرت علمي لازم را براي استنباط فروع احكام شرعي از
منابع اصلي آن ها يعني قرآن و سنت و عقل را يافته و به مرتبه فقاهت رسيده باشد.

شخصي كه به دريافت چنين اجازه اي نايل مي گردد, مي تواند در فروع احكام شرعي
اظهار نظر كند و فتوا بدهد و تقليد از ديگران براي او حرام خواهد بود.

فقها و مدرسان بزرگ در صدور اجازه اجتهاد دقت فراواني داشتند و تنها براي كساني
چنين اجازه اي صادر مي نمودند كه سال ها در درس و بحث علمي آن ها شركت جسته و
مراتب نبوغ و استعداد و صلاحيتش در اين امر خطير بر آنان ثابت مي گشت. بدين جهت
آمار اجازات اجتهاد از باقي اجازات كم تر است و نگارنده كم تر اجازه اجتهادي را قبل از
دوره صاحب جواهر, به چشم ديده است.

در اين زمينه از امام راحل اجازه اجتهاد, كه به صورت كتبي براي كسي نوشته باشند, به


|188|

دست نيامد لكن ايشان افرادي را به مناصبي نصب فرمودند كه لازمه آن منصب اجتهاد بوده است و
بعضاً در تفريظي كه بر تأليفات شاگردان شان نوشته اند, تصريح به اجتهاد تلميذ خود نموده اند.


3ـ اجازه تصدي امور حسبيه

فقيه مي تواند كسي را كه شايسته بداند, براي رسيدگي و انجام امور حسبيه تعيين كند و به
او اجازه تصدي امور حسبيه را بدهد.

مقصود از امور حسبيه كارهايي است كه محسوب براي خداست و به عنوان وظيفه
عبادي انجام مي گيرد هم چون قبض حقوق شرعيه "خمس و زكات و…" و به مصرف
رسانيدن آن ها در موارد خود و حفاظت از موقوفه هايي كه متولي خاصي ندارند و نگهداري
از اموال مسلماني كه غايب يا قاصر است و نظاير آن.

تصدّي اين امور در زمان حضور امام معصوم(ع) از شئون اوست و يا هر كس كه براي
انجام اين امور تعيين فرمايد, اما در عصر غيبت امام(ع), فقيه عادل متصدي اين امور
مي باشد.
[1]

مرحوم امام ـ رضوان اللّه تعالي ـ به جهت مرجعيت و زعامت عامي كه داشتند,
اجازات بسياري را در اين باب صادر فرمودند, كه جمع آوري و تنظيم آن اجازات كتاب
مستقلي را تشكيل مي دهد.

قائم مقام مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام(ره) در مصاحبه با كيهان فرهنگي(ش156,
ص104) مي گويد: فهرستي از پانصد مورد مجوّز شرعي در اختيار داريم كه امام در
نجف اشرف صادر كرده اند. اما اينك تنها به صد و اندي از آن ها دست رسي داريم.

معروف است كه ايشان در صدور اجازه امور حسبيه بسيار محتاط بودند و اجازاتي كه
ايشان نگاشته اند از دقيق ترين اجازاتي است كه فقها و مراجع براي افراد مي نويسند.

ما در اين جا فقط به بيان چند اجازه مختصر از ايشان, اكتفا مي كنيم.

پي نوشت
[1] . اقتباس از: دايرة المعارف تشيع, ج1, ص469ـ471.


|189|


|190|


|191|


|192|


|193|

انديشه سياسي امام خميني(ره) در آئينه مطبوعات فهرست ولايت فقيه